X
تبلیغات
رایتل
اشکان سرپله -طراحی معماری تحلیل فضای شهری معماری معاصر معماری اسلامی پروژه های معماری روستا ۱و۲ طراحی فرهنگسرا

مروری بر روند تحولات فکری و به طبع آن معماری در دوره پهلوی اول

دوشنبه 12 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 04:20 ب.ظ

گرایشات معماری پهلوی -شروع دوره پهلوی اول  -معماری سبک ملی -ورود مدرنیسم به معماری ایران -تنوع سبکی دوره بیست ساله براساس نگرش های متفاوت -نتیجه گیری کلی از معماری دوره پهلوی اول

بسم الله الرحمن الرحیم

دانشگاه آزاد واحد تفت

عنوان درس :

معماری معاصر

موضوع تحقیق :

مروری بر روند تحولات فکری و به طبع آن معماری در دوره پهلوی اول

استاد راهنما :

جناب مهندس گلوردی

زمستان 88

فهرست

مقدمه

مبانی دوره پهلوی اول

گرایشات معماری پهلوی

شروع دوره پهلوی اول

معماری سبک ملی

ورود مدرنیسم به معماری ایران

تنوع سبکی دوره بیست ساله براساس نگرش های متفاوت

نتیجه گیری کلی از معماری دوره پهلوی اول

مصادیق معماری دوره پهلوی اول

موزه هنرهای معاصر

مدرسه ایرانشهر

کاخ سعدآباد

موزه ایران باستان

منابع

مقدمه

قیام مردم موجب روی کارآمدن دولتی شد که با توجه به نیازهای دوره ی خود در پی تجدد طلبی بود . این نظام به حکم تجدد طلبی به مقابله ارزشها و فرهنگها برآمد و دست برتغییر ساختار شهر از لحاظ ظاهری زد حال تا چه حد این تفکر در ذهن مردم زمانه خود جای گرفته و مردم تا چه می توانستند با آن ارتباط منطقی برقرار کنند سوالی است که باید از خود پرسید و آن را بررسی کرد .

شعارهای زیبای دگرگونی ، ساختار شکنی جدید و ایجاد آرمانشهری با توجه به نیازهای درونی و باورهای مردم باعث به وجود آمدن انقلابی مردمی شد ولی چه سود که دولتی خودکامه خود را در پشت این شعارهای زیبا پنهان کرده بود . در این دوره دست به تجدد زده شد دست به ساختار شکنی زده شد ولی چگونه؟

مبانی دوره پهلوی اول

                        

دیکتاتوری کهنه و قدیمی با پوستینی از تجدد خود را به نمایش درآورد و به قدرت نمایی پرداخت و با کنترل کامل برسطوح متفاوت زندگی و تولیدی قصد در برآوردن نیازهای خود داشت . با فروپاشی دولت عثمانی و تسخیر آن توسط دولت فرانسه و انگلیس و تشکیل دولت روسیه با تفکرات نوین تأثیر به سزایی بر تحولات دوره خود داشت . ورود بیش از بیش قدرت های آن زمان جهان به ایران و در دست گرفتن قدرت سیاسی و اقتصادی آنان باعث تمایل وابستگی هر چه بیشتر حکومت به نزدیکی به هر صورت به دول غربی شد . شیفتگی غرب دولت قاجار جای خود را به اطاعت بی چون و چرا از سبک و تفکر و زندگی غربی دارد .

ترویج سبک مدرن و به طبع آن رو آوردن به عملکرد گرایی ودر کنار آن درآمد زایی و سودگرایی به تدریج ایران را نیز درگیر خودودولت برآن شد تا جامعه ای صنعتی را به مانند غرب پایه گذاری کند ولی چه سود که تا مسیری به درستی طی نشود همیشه نمی توان انتظار پایانی روشن رابرای آن داشت .

دولت بدون توجه به نیازی صنعتی شدن و پیش زمینه های آن که نیاز به زمان و مدتی برای گذر از دوره ای به دوره ی دیگر دارد . دست به ایجاد دولتی صنعتی و تولیدی زد که به طبع آن به مرور زمان این دولت صنعتی که هیچ گاه زمینه های آن پی ریزی نشده بود کم کم تبدیل شد به دولتی خدماتی و در کنار آن به مرور زمان حتی نقش خدماتی خود را نیز کمرنگ تر می دید . محیطی که برای مردم خود مفهومی نداشت و مردم هنوز آمادگی برخورد با آن را نداشتند به تدریج رنگ باخت .این چرخه ی اقتصادی زمانی شکل بدتری به خودگرفت که پول نفت نیز وارد خزانه دولت شد دولتی که تا کنون برای تامین کلیه ی نیازخود،خود را محتاج به تولید،کشاورزی،تولیدات دامی و...می دید وبه هر شکل نیازایجادزیرساخت وکمک به این بخشهارا احساس میکرد حال با ورود پول نفت دیگرنه تنها نیازی ب ان ندارد بلکه بر علیه انها نیزدرمواردی که قدعلم میکند.

تا این زمان با توجه به درآمدی که بخش کشاورزی و تولیدی داشت و چرخه ای اقتصادی که در حال حرکت بود حرکت از روستا به شهرشکل موزون تری داشت و این نیروی ناکارآمد روستایی بود که به شهرها می آمدند ولی حال با توجه به سیاست پول زایی درآمدزایی و ایجاد درآمد ، اندک اندک هجوم روستائیان به سمت شهرها آغاز شد . و به رشد بی رویه ی شهرها دامن زد . در کنار این روند دولت برای برآوردن خواسته های مردم رو به ایجاد قانون مالکیت آورد ولی چه سود که این مالکیت از نظر نظام حکم هدیه بود و هر زمان که دولت اراده می کرد می توانست این مالکیت را بازستاند .

دولتی مبتنی برزور با پوششی از مردم دوستی و با علاقه شدید بر فرهنگ غرب از هر نوع و نفوذ روزافزون دول غربی در ایران چه چیز را جز سنبت گریزی می تواند به دنبال داشته باشد .

تبدیل ایران به کشوری خدماتی و در طبع آن مصرف کننده علاوه بر منابع طبیعی ایران به طبع آن نیروی کار ارزان نیز مورد توجه قدرتهای غربی قرار گرفت و همین امر به مرور زمان موجب نابودی زندگی روستایی شد کم کم با صعود پول نفت روز به روز جامعه روستایی به زوال نزدیکتر می شد . زیرا پول نفت به جای ایجاد زیر ساختهای مورد نیاز بخش کشاورزی به کمک بخش خدماتی که روز به روز ایران را به کارخانجات خارجی نیازمند تر می کرد می رفت .

هجوم روز به روز روستائیان به حاشیه شهرها موجب افزایش نیاز به زمین و پیدایش ریشه های زمین خواری می شد. غرب شروع به تبلیغ ارزش های خود و نمایش و جلوه ی آنها می کند این تبلیغات با توجه به نیازهایش ، سنت را عقب ماندگی و کهنگی نمایش می دهد و سنت تنها به موزه ها می رود حال دولت است که قصد نوسازی تجدد می کند بدون توجه به نیازهای ذهنی آن .

با بررسی نهضت های این دوره کمی بیشتر بادیدگاه های دوره اول پهلوی را لمس می کنیم . حضور نهضت های نواندیشی نقش خاصی در این دوره ایفا می کرد و شامل چهار نهضت کلی می شد . اصول گرایان که قصد پیوند مدنیت ایران و مدنیت غربی داشت ، بوم گرایان که با تفکر استفاده از پیشرفت های غربی و پیوند آن با فرهنگ ایرانی پیش آمده بودند ، نووارگان که تحصیلکردگان دانشگاه های خارجی بودند و به نوگرایی می اندیشیدند و در ارتباط با آنها وارد بحث خواهیم شد و در آخر نوپردازان که به کلی به دنبال فرنگی مآب شدن بودند و با حضور دول غربی و بدست گرفتن قدرت همانطور که در ادامه می بینیم از موجبات اصلی سنت ستیزی در ایران بودند . آنها هم پول در اختیار داشتند و هم قدرت پس به طبع آن اینان بودند که نقش اصلی را در این دوره ایفا کردند .

شهر ایران سعی در پوشیدن پوشش غربی داشت . دولتی غرب گرا و دیکتاتور به بهانه ی نیاز به تجددی که در شعارهای مردم رخنه کرده بود بودن توجه به چگونگی آن به درگیری سرسختانه با سنت روی آورد به طوری که در بعضی موارد به وضوح می توانیم این سنت ستیزی را ببینیم و این چیزی نبود جز ارمغان فرهنگ غرب و سبک مدرن که در ایران رخنه کرده بود به این بهانه که باید گذشته را کنار بگذاریم خاطره ها را فراموش کنیم و به فکر آینده باشیم ، بسازیم و جامعه ای مدرن و نو داشته باشیم دیگر شهرهای ایرانی باید تبدیل شود به قلب شهرهای اروپایی . دیگر سلسله مراتب موجود در شهرها مهم نبود . دگر این مهم نیست که مکانها در چه ارتباطی با مهم قرار دارند . برای دولت جدید کنار هم نشینی بازار ، مساجد ، آب انبارها وکاروانسراها و ارتباطات آنها دیگر مهم نبود مهم ایجاد ساختاری مدرن است که به افزایش روز افزون درآمد کمک کند . اگر هم بنایی برپایه سنت ساخته می شد چیزی نبود جز نیاز به قدرت . جز نیاز به برگشتن وبه امپراتوری قدرتمند ایران . تک بناهایی که با سبک ان دوره و تنها برای نمایش قدرت شاه ساخته می شد . این دگرگونی ها بدون اینکه معنا و مفهومی داشته باشند و پیوندی با کاربران شهری خود برقرار کنند ، شهرهای ایران را تنها به تقلید از معماری غربی در بر گفت . دولت به دنبال پیشرفت و توسعه بدون آنکه تفکری در زمینه ی حتی معنی کلمات به کار برده شده بکند خود را تسلیم غرب گرایی کرد .

به طور کلی :

قاجار خود را شیفته ی معماری مغرب دید و سعی در پیوند معماری غرب و شرق کرد و این روند را با صبر و تحمل طی می کرد ودر انتهای این دوره با ورود معماری غرب این پیوند رنگ روشن تری به خود گرفت در دوره ی بعد با حضور رضاخان و روی کار آمدن دولت پهلوی و تفکر تجدد طلبی و وادرات معماری غربی روز به روز افزایش یافت تا کار به جایی رسید که معماری غربی تیغ نابودی را بر روی شریانهای ارتباطی و بافت با ارزش شهر کشید . یکی از خصلت های این دوره به طبع سبک های اروپایی ورود روز افزون فلز و شیشه بود و معماری بااین عناصر و با پنهان کردن بافت با ارزش جلوه ی دیگر به خیابانهای ما بخشید . ساخت دانشگاهها، زیرساخت ها ، راه آهن و جاده را از مهمترین اتفاقات دوره ی خود می توان قلمداد شود . این گونه بود که معماری ایرانی در مسیر سیر تعالی و پیشرفت خود به ایستگاهی سخت و محکم برخورد می کند . ایستگاهی که سنت را به جنگ می طلبد و پیشینه ها را به نابودی .

گرایشات معماری پهلوی

معماری ایران از اواخر دوره قاجار و شروع دوره پهلوی دچار هرج و مرج و آشفتگی شده در این دوران ما شاهد احداث همزمان ساختمانهایی هستیم که هر کدام بیانگر یکی از مکاتب فکری دوره هایی مشخص از تاریخ ایران هستند :

کاخ مرمر به تقلید از معماری سنتی و عمارت شهربانی کل کشور به تقلید از تخت جمشید و ساختمانهای بلدیه         ( شهرداری ) و پستخانه در شمال و جنوب میدان امام ( سپه ) به تقلید از معماری نئوکلاسیک فرانسه ساخته شدند . در این دوره تلاش می شد که پیوندی بین سه طیف فکری به وجود آید : ساختمانهای وزارت امور خارجه ، اداره پست ، صندوق پس انداز بانک ملی را در واقع می توان به عنوان نمونه این گونه ساخمانهای التقاطی نام برد . 

این گرایشها متفاوت و بعضاً متضاد در معماری این دوره ناشی از اختلاف در گرایشهای سیاسی و ایدئولوژیک این عصر از تاریخ ایران است که ریشه در جریانهای عقیدتی سیاسی اواخر دوره قاجار و اوایل دوران پهلوی دارد . جریانهای مذکور را می توان به سه دسته تقسیم کرد :  

گروه اول ، سنت گرایان : که اساس تفکر سیاسی و بینش دینی آنها هماهنگی دین با سیاست و احیاء و توسعه سنتهای هزار ساله جامع ایرانی بود . پرچمداران این نهضت در آن برهه از زمان شیخ فضل الله نوری بود و بعد از ایشان سید حسین مدرس ادامه دهنده راه وی گشت .

گروه دوم ، غرب گرایان : که اساس ذهنیت آنها به گفته تقی زاده بر تقلید از فرق سر تا انگشت پا از غرب در همه شئون اقتصادی اجتماعی ، سیاسی بود . هسته اصلی این گروه را تحصیل کردگان ایرانی تشکیل می دادند که تازه از اروپا به ایران برگشته بودند .

گروه سوم ، ملی گرایان: که بنیاد فکری آنها بازگشت به عظمت امپراتوری هخامنشی و ساسانی بود . این گروه فرهنگ اسلامی و فرهنگ اروپایی را غیر ایرانی می دانستند و بعنوان جایگزین آنها بازگشت به فرهنگ آریایی دو هزار و پانصد ساله با دین و مذهب بود . که این امر ناشی از جریانهای به اصطلاح روشنفکرانه مادی گرایی و توسعه و ترویج نظریات سوسیالیسم و مارکسیسم در بین طبقه تحصیل اروپا بود. این دو جریان فکری اثبات خود را در تخریب آثار گذشته می دید و سعی داشت هر چه را بوی گذشته می داد از بین برد .

در سایر شئون اجتماعی کشور نیز ما شاهد تقابل این بینش های متفاوت هستیم . بعنوان مثال در ادبیات ، گروه غرب گرا ، تغییر خط فارسی به لاتین را به سبک آتاتورک در ترکیه علمکرد و گروه ملی گرا را نیز غرب زدایی از خط و ادبیات فارسی را مطرح نمود و گروه سنت گرا برخود واجب دید که از سنت سعدی و حافظ و دیگر بلند پایگاه آسمان ادب ایرانی پاسداری نماید .

درادبیات به رغم مردان بزرگی چون استاد دهخدا ، استاد همایی و استاد فروزانفر و دیگر عزیزان اقدامات غرب گرایان و ملی گرایان بی نتیجه ماند و تحول جدیدی در ادبیات از بطن شعر و ادبیات سنتی تراوش کرده و رشد نمود. لیکن در معماری به دلیل انتصاب غرب گرایان و تحصیل کردگان بوزار پاریس و بعداً مکتب فلورانس و رم در شهر سازی انگلستان و آمریکا شد .

گرچه گودار و ماکسیم سیرو از نظر تفکر ، ارزش زیادی برای معماری سنتی و تاریخ تحول آن قایل بودند و در این رهگذر خدمات ارزشمندی به ثبت تاریخ معماری ایرانی نمودند ولی خود شخصاً از پیروان مکتب نئوکلاسیک و یا به عبارتی ملی گرایان نوین بودند شاهد این واقعیت ، ساختمان موزه ایران باستان که تقلیدی از طاق کسری است .

غلبه مکتب غرب گرایان در مدارس معماری کشور ، کار را بدانجا کشید که توصیف مسجد جامع اصفهان ، میدان نقش جهان ، گنبد سلطانیه ، طاق کسری و تخت جمشید را باید از اروپائیان و ترجمه کتابهای آنها دریافت می کردیم. دانشجویان و مهندسان معمار این مرز و بوم اقدامات هوسمان در پاریس و هوارد در انگلستان و کارهای میکل آنژ در فلورانس و رم را بهتر از کاخ گلستان ، مسجد شیخ لطف الله و کاخ سروستان می شناختند و اطلاعات مربوط به طاق کسری که از عجایب روزگار خود بوده برای متخصصین محدود به این بود که بنا در خاک عراق است . نتیجه این افعال فرهنگی بخصوص در زمینه معماری ، عرضه و تکمیل سبکهای مختلف معماری اروپا در آمریکا در دهه های اخیر به کشور بوده است . با تسلط فکری غرب گرایانه بر معماری کشور و فاصله گرفتن از معماری سنتی کار بدانجا کشید که تخریب بناهای گذشته در توسعه های جدید شهری و تخریب کاروانسراهای قدیمی در احداث جاده های بین شهری عملی پسندیده و تجددگرایانه تلقی شد . این وضع باعث گردید که بسیاری از بناهای با ارزش متروک و یا مخروبه گردد .

همانگونه که تقلید کورکورانه از معماری غرب باعث انحطاط هنر و معماری این مرز و بوم شد ، تقلید از معمای گذشته و سنتی نیز به معنی ارتجاع و قهقرا رفتن گشت . تحول و تعالی هر هنری بستگی به شناخت دقیق آثار گذشته و درک صحیح ضرورتها و نیازهای حال جامعه دارد تا با استفاده از فرهنگ و سنت دیرینه و خطا و صواب گذشتگان و در جهت جوابگویی به نیازهای جامعه ، راه حلهای بدیع ، اصیل و تازه ای ارائه گردد .

شروع دوره پهلوی ( دوره رضا خانی 1299-1330 )

ابتدا شروع دوره رضا خانی تا مدت پنج سال یا بیشتر هیچگونه اثر هنری را نمی یابیم و هیچ کار مهمی صورت نمیگیرد و کارها به روال پیش می رود . ( حرکت دوره معماری و تحول آن ) قسمت دوم از سال 1305 و 1306 به بعد شروع می شود و فعالیت ساختمانی تا زمان جنگ جهانی دوم گرفتار رکود شدید کارهای ساختمانی و یا حتی تعطیل می شود .

قسمت سوم به بعد از پایان جنگ و پیداشدن دو ماتریال تازه یعنی آهن و بتن و اثرات آن در معماری است . در قرن 19 ، در اروپا و به لحاظ نیاز شدید معماری به ساخت فضاهای گسترده مثل نمایشگاه هادیگر استفاده از مواد و مصالح سنگی یا آجری پاسخگو نبود بنابراین ضرورت ساخت سقف ها و سازه های فلزی از سوی معماران مورد توجه قرار گرفت که به منظور استفاده از پوشش های سبک برای پوشاندن این سازه های فلزی ، شیشه به عنوان ماده ای مقاوم از سوی معماران اروپایی مورد  استقبال قرار گرفت در اوایل قرن ، تولید شیشه به شکل انبوه و صنعتی آن در اروپا آغاز شد و پس از مدتی رضاخان ، به منظور استفاده از شیشه در ساخت بناهای جدید ، کارخانه شیشه و بلور کرج را احداث کرد در همین دوران استفاده از سنگ نیز ازسوی معماران مورد توجه قرار گرفت از این تاریخ به بعد است که حرکت معمار دوره پهولوی شروع و آغاز می گردد . اوایل شروع حکومت رضاخان یکی از بدترین شرایط ممکن اقتصادی در ایران بود و از نظر اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی رکودی چشمگیر مشاهده می شد و اکثر ساختمانها طبق روال سابق با خشت و خام و چوب ساخته می شد و سقف ها به صورت شیروانی و از ستون های چوبی استفاده می شد . در شروع آن دروه معمار تحصیل کرده ای وجود نداشت و معماران عالی هم دیگر ذوق و سلیقه و تجربه پدران و گذشتگان و استادان خود را از دست داده و بنا در آن دوره واقعاً سیر قهقرایی می پیمود و ساختمانها بدون نقشه و در سر محل روی زمین طرح می شد .

معماران سبک ملی

در دوره رضا شاه ایجاد نوعی معماری عمدتاً برای ابنیه دولتی و یا بناهای عمومی نوعی شیوه رومانتیسم ملی و مظهری از تاریخ باستان بود . در دستور کار قرار گرفت .

در اینجا دو عامل مهم بود یکی معماری قبل از دوران اسلام و دوم استفاده از تکنولوژی مدرن غربی در ساختمان سازی معماری دوره هخامنشی به ویژه آثار باقیمانده تخت جمشید و پاسارگاد که جلوه گاه عظمت این کشور بود .

بر همین اساس ساختمان های بسیاری در تهران با الهام از معماری هخامنشی بنا شده از جمله :

کاخ شهربانی طرح قلیچ باغبان

و همچنین ساختمان بانک ملی ایران که از ویژگیهای آن می توان به :

-         ایجاد ایوانهای عظیم و مرتفع در ورودیها

-         مرکزیت بنا با ستون و سرستونها که در تخت جمشید به وفور یافت می شود و یا به صورت عریض وسراسری

-         پنجره ها و قابهای اطراف آنها نظیر تخت جمشید

-         استفاده از کنگره های کنار بام کاخها

-         بناها به شکل مرتفع که حاکی از عظمت و قدرت است

-         مصالح سنگ و سیمان

-         استفاده از نقش و متیف های تخت جمشید

-         تشابه به بناهای دوران هیتلری : رومانتیسم ملی نشانه عظمت

گرایش دیگری در سبک معمار ملی شاهد هستیم .رجوع به معمار دوره ساسانی و استفاده از عناصر فرم ها و ایده های معماری این دوره ایران است . که خود منبعث از معماری دوره اشکانی است و بازتابی از معماری مناطق کویری و گرم و خشک این معماری تفاوت زیادی با معماری هخامنشی دارد . معروفترین این بنا که با گرایش به آن دوره ساخته شده است ، موزه ایران باستان است . گدار حافظ سعدی اثر معروف آندره گودار واضح در ضلع جنوب غربی باغ ملی است . ( کتابخانه ملی مجموعه دانشگاه تهران )

1-    ایده از ایوان عظیم مداین ( ساسانی )

2-    ورودی اصلی را طاق عظیمی است به ارتفاع کل بنا دقیقاً همان الگو اوپک و اسلاید .

3-    استفاده از ستون جهت تاکید در ارتفاع شده است .

4-    مصالح اصلی بنا آجر می باشد .

بنای بعدی بنا اداره پست است که مارکف هر دو در محدوده باغ ملی است که هر دو آمیخته ای از هنر هخامنشی ساسانی و معماری نئوکلاسیک فردگرا را در بردارند .

ورود مدرنیسم به معماری ایران :

مدرنیسم با مدرنیته فرق دارد . مدرنیته همان نو شدن است . نو شدنی که کلی عزم برنوآوری نداشته و خود به خود حادث شده است اما مدرنیسم نوعی ایدئولوژی است نوعی اندیشه است که در پی جایگزین کردن مدرن به جای کهنه است . و بر این اساس مدرن را برتر از کهنه می داند بنابراین مدرنیسم نوعی ایدئولوژی است در حالی که مدرنیته حالتی است که در فکر و یا در عالم خارج رخ می دهد و عمدتاً غفلت آلود است . و به عزم کسی پدید نمی آید و به عزم کسی هم عوض نمی شود .

در واژه ( معماری پهلوی دوم « همراه با معماری مدرن » ) به ذهن متبادر می شود و یادآوری یکی، دیگری را نیز الزماً به دنبال خود دارد . به همین ترتیب وقتی صحبت از معماری مدرن به میان می آیددر پس خود نوعی معماری غیر مدرن را تداعی می نماید که دارای ویژگی های لازم برای مدرن شناخته شدن نیست .

معماری ایران تا پیش از آن که مدرن شود حاصل فرایندی چند بعدی بود که با جوهره و پیوستگی ذاتی در طول زمان به ماهیت خود اعتبار می بخشد .

معماری پیش مدرن ایران را می توان ترکیب از چندین مولفه چون اعتقادات و باورها ، توجه به اقلیم و فرم معناگرایی و ... دانست این خلقت چند بعدی بودن معماری سنتی است که آن را از معماری غیرسنتی (مدرن ) متمایز و گاه برتر می نماید . در روند مدرن شدن ایران رضا شاه پهلوی را می توان قدرتمندترین فردی داسنت که چون پطر کبیر می خواست پنجره ای به سور اروپا بگشاید اروپایی که مدرنیته بود .

فعالیت های معماری و عمرانی که در دوره رضاشاه و تحت نظارت مستقیمی او انجام می شوند حاکی از تلاشی است که وی در مدرن نمودن تکنولوژیک جامعه داشته است .

بدین ترتیب با به کار گماردن معماران خارجی ، برگرفتن از الگوهای معماری رایج جهان و عنایت به ارزش های ملی ایران قبل ازاسلام ، معماری پهلوی اول شکل می گیرد .

تنوع سبکی دوره بیست ساله براساس نگرش های متفاوت

الف: سبک معماری سنتی

جمعی از آثار دوره پهلوی اول به ویژه آنهایی که در دهه اول حکومت بنا گردید بناهایی بودند که متأثر از معماری سنتی و پیشینه اسلامی ساخته شدند ، چرا که باید در نظر داشت که حرکت ساختاری حکومت از دین دوستی در دهه اول به دین گریزی و در نهایت مذهب ستیزی در دهه دوم ، بالتبع در معماری تأثیر گذاشت و از معماری ای که ظاهری سنتی و اسلامی داشت دوری کرد ، این بناها به دو گونه قابل بررسی و شناسایی هستند :

اول : بناهایی که به طور سنتی کارکرد آنها از قبل وجود داشت و غالباً شامل بناهای عمومی ، مساجد ، مدارس علمیه اماکن متبرکه و بعضاً خانه ها می شدند و از آن رو که ساخت آنها اقدار دولت مرکزی کمترین دخالتی را نداشت و عموماً ساختمانهای تأسیس یافته بر اثر فعالیت های مردمی و اجتماعی بودند می توان گفت که دوره جدید تقریباً هیچ گونه تأثیری در روند تاریخی سنتی آن نداشته است .

دوم : این بناها دردوره جدید و مبتنی بر عملکرد های تازه و یا تغییر شکل یافته احداث شدند و علاوه بر اینکه زمینه های استفاده از معماری سنتی در آنها آشکار است اما میتوان به خوبی جای پای تأثیرات تازه و مدرن را در آنها مشاهده کرد . دبیرستان البرز تهران ، دانشکده افسری ، ساختمان پست اسناد و بسیاری از بناهای کوچک و عمومی محدوده خیابانهای اصلی آن زمان نمونه های آن هستند . اما عناصر برگرفته از معماری سنتی در این بناها علاوه بر اینکه متفاوت است . میزان کم و زیاد هم دارد ، به طور مثال دبیرستان البرز بیشتر از ساختمان های پست تحت تأثیر ملهمات سنتی قرار دارد و این علاوه بر نما در پلان و حتی شیوه ساخت آن می توان ملاحظه نمود . به طور کلی در این دسته دوم ، بناها بیشتر تأثیرات ظاهری و نمایی از دوره اسلامی دارند تا فضایی و یا عملکردی .

سوم : شیوه باستان گرایی ایرانی

در این شیوه ، نمادهای باستانی ایرانی بر مبنای تفکری نئوناسیونالیستی وملی گرایانه به نوع معماری پیش از ظهور اسلام و به دو گونه معمار هخامنشیان و ساسانیان توجه می دارد و غالباً برای بناهای دولتی و حکومتی به کار گرفته می شود . مرکزیت ایجاد این بناها مجموعه آثار میدان مشق و خیابان فردوسی در تهران می شود و سپس در شهرستانها ، به گونه ای متعدد مورد استفاده قرار می گیرد . پیدایش این سبک منتج با احساسات برانگیخته ملی و ترویج هویت از دست رفته قلمداد می گردد و در به کارگیری عناصر معمار باستانی در شکل و اندازه ای کاملاً تقلیدی و بازسازی شده تمام کوشش به کار گفته می شود . آثار بیان کننده این شیوه ، برگفته از ستونها ، سرستونها ، ایوان ، حجاریها و تا حدودی پلکانهای دوره هخامنشی و ساخت کنگره های لب بام و نقش لوترسهای حجازی به طور مستقیم و با دقت و ظرافت از دوره هخامنشیان برداشت شده است .

ب: سبک معماری مدرن

این گروه از بناها که می توان گفت بیشترین موارد را از نظر تعداد داراست افزون بر اینکه حیطه ساختمانهای دولتی را در بر می گیرد تعداد زیادی از ساختمانهای بزرگ غیردولتی نیز به این گونه ساخته شدند . این شیوه نیز مانند شیوه های گفته شده قبلی از نظر موضوع سبکی به دودسته متمایز تقسیم می گردند :  

اول : این شیوه از بناها به گونه ای عمده در حوزه بناهای حکومتی مورد استفاده قرار گرفت . از آن جهت که بیان اکسپر سیونیستی این بناهاملهم ازشیوه معماری اکسپرسیونیستی اروپا به شکلی آشکار آرمان گونه بود حضور مهندسان و متخصصین آلمانی در ایران و پیوندهای نزدیک آلمان و ایران در این دو دهه و همچنین آرمانهای مشابهی که در جهت بازتابی عظمت گذشته در اندیشه حاکمیت وقت در این دو کشور وجود داشت تشابه و یا اقتباس ساختمانهای این دوره را ایجاد کرد . برترین اصولهای فکری مستتر در این بناها تقارن شدید یا تمرکز و خودنمایی بنا در وسط آن به کارگیری ستونهای متعدد و بلند به ویژه در محل ورودی آن و نمای ریتمیک با ارتفاع یکسان در طول بنا همگی ظاهری با شکوه ، مرتفع و ایجاد احساسی سنگین ، قدرتمند و متوازن را تبیین می کند . ساختمان راه آهن تهران مجموعه پنج دانشکده اولیه دانشگاه تهران بنای دادگستری تهران ، ساختمان سینگر در خیابان سعدی و بهداری سابق در میدان ارگ تهران نمونه های روشن از این نگرش است .

دوم : این شیوه از بناهای سبک غربی نیز ویژگیهای خاص خود را دارند ، در واقع می توان گفت تشابه عناصر معماری در این گروه بیشتراست تا تفاوت انها گروه دوم این سبک ، تقارن کاهش یافته و در بعضی موارد عدم تقارن همراه با تزئینات و فرمهای دکوارتیو بیشتر و استفاده معمارانه و حساب شده در نبشها که عموماً دارای شکل منحنی هستند ویژگیهای متفاوت خود را با گروه اول که تقارن شدید ، سادگی همراه با عظمت و منفرد بودن از خصویات آنها بود ، مجزا می کند .

نتیجه گیری کلی از معماری دوره پهلوی اول

در دوره پهولی اول با اتکاء و استناد به ملی گرایی افراطی ، به یکباره بین 14 تا 20 قرن تاریخ هنر و معماری پربار و پرافتخار و تکامل یافته ایران را به کناری نهاده و با همکاری معماران غیرایرانی دست به ایجاد عملیاتی می زنند که اگر چه ظاهراً ایرانی و ملی است ولی با گسستن چند قرن ، به گونه ای دیگر کالبد شهرها و معماری و بالنتیجه جامعه را با بحران هویت مواجه می کند . در این بخش به موارد و موضوعاتی در معماری این دوره چه محتوایی و چه شکلی توجه شد که متأثر از نگرشهای فکری جدید حاصل شدند .

ظهور پدیده برون گرایی در مقابل مهم ترین صفت معماری گذشته یعنی درون گرایی ، اصلی ترین عامل محتوای بود که باعث تغییرات شکلی در معماری این دوره گردید . شاید از میان عوامل متعدد این چرخش ، مهمترین عامل ، چرخش بینش فرهنگی اجتماعی ( نخست با اعمال حکومت و سپس با پذیرش عمومی ) بود . بدیهی بود که دلیل این تغییر شکل در عناصر معماری تعریف دیگری بود که از این عناصر می شد . اهمیت و اولویت پلان در طراحی معمای به دلیل روابط عملکردی جدید و نیز ناشی از شیوه جدید آموزشی آکادمیک .

-         شکل گیری راهروهای طویل و قرار گرفته در دو یا چند بال به خصوص در ساختمانهای بزرگ آموزشی دولتی ، حکومتی و حل روابط عملکردی به شکل خطی .

-         اهمیت مکانی پله ها در معماری جدید ، چه در آستانه ورودی بنا با شکل عریض و طرح تشریفاتی آن وچه در داخل بنا در مهمترین فضای مرکزی بناو بیشتر به صورت دو طرفه و یا منحنی شکل .

-         ماندگاری نظام سنتی ساخت و ساز در این دوره و کمترین ودیرترین بهره گیری از تکنولوژی و سیستمهای ساختمانی نسبت به دیگر ره آوردهای غرب .

-         ورودیهای بلند همراه با ستونهای مرتفع ، کشیده و متعدد با بیانی از تفاخر و عظمت هم به شکل باستان گرایی ایرانی و هم به شیوه اکسپرسیونیستی و اوایل مدرن اروپا

-         چرخش جهت پنجره ها از درون به بیرون و تعریف تازه ای از محرومیت در مقیاس محله و شهر و نیز شکل جدیدی از پنجره در حوزه مسکونی و پنجره های بلند و مکرر در بناهای بزرگ دولتی .

-         شکل گیری بالکن و پدیده بالکن سازی در نمای خیابانها ( هم در ساخت خانه ها و هم به شکل بزرگ تر و ایوانی در بناهای حکومتی ) و پیوند جدید حوزه داخل با کوچه و خیابان که پیش از این معماری سنتی به شکل ایوان و رو به حیاط داخلی قرار داشت .

-         رویکرد عمومی به نمای تزیینی آجری و استفاده از نقوش و حجاریهای کلاسیک ایرانی ( باستانی ) و کلاسیک غربی در دهه اول و اوایل دهه دوم و گرایش به تزیینات کم و ساده در اواخر آنی دوره . همچنین به تناسب زمان و مکان استفاده متنوع از تزیینات آجری ، سنگی ، کاشی و فلزی هم در طرح و هم در مصالح .

-         احداث خیابان و خیابان کشی به شیوه اروپایی قرن نوزدهم در مقیاس وسیع وظهور پدیده معماری خیابانی بدون توجه به تنها سابقه باغ خیابان ( چهار باغ ) در شهرسازی گذشته .

-        تغییر نمادهای شهرسازی از بناهای فرهنگی و مذهبی در گذشته به بناهای بزرگ دولتی و حکومتی در این دوره . تنوع سبکهای معماری در مدتی کم با سه شیوه سنتی ، باستانی و مدرن و هر کدام با دو گرایش و یا دو گونه متمایز و در نهایت رونق و پیشگامی سبک معماری مدرن به ویژه در سالهای بعد از 1320 .

مصادیق معماری دوره پهلوی اول

موزه هنرهای معاصر

                           

طراحی و ساخت موزه ی هنرهای معاصر تهران یکی از مهم ترین و شاخص ترین کارهای دیبا است . طراحی و ساخت موزه در مساحتی بالغ بر 5000 متر مربع ، حدود نه سال طول کشید . ایده ی طرح موزه وام دار کارهای لویی کان ، لوکوربوزیه ، فرانک لوید رایت و با نقش پر رنگ خوسپ یوئیس سرت و همچنین متأثر از طرح پشت بام های شهرهای کویری ایران است .موزه  در حاشیه ی شرقی خیابان کارگر شمالی و در جوار پارک لاله در تهران بنا شده است ، پارک لاله و بازار هنر ، همسایگان جنوبی و شرقی موزه هستند . این بنا واجد دو ورودی است . ورودی اصلی آن در جانب غرب بنا از سوی خیابان کارگر در نظر گرفته شده است ، و ورودی دوم از سمت پارک لاله ، خدماتی محسوب می شود . ساختمان موزه در جنوب بستر طرح ، و باغ مجسمه که پهنه ی باز چمن کاری شده ای است ، در شمال آن قرار دارد . بنای موزه به صورت مجموعه ای از احجام کم ارتفاع طراحی شده است که نسبت به خیابان اصلی به اندازه ی 45 درجه چرخیده اند . برفرار این احجام چرخیده ، نورگیرهایی هم شکل واقع شده که به جز چهار نورگیر فراز ورودی همگی رو به سوی شمال شرق دارند . فضاهای موزه عبارتند از : سراسری مرکزی ، بخش نمایشگاهی ، سینماتک ( سالن اجتماعات ) ، کتابخانه ، غرفه ی فروش کتاب ، غذاخوری ، بخش اداری و ثبت و نگهداری آثار و فضاهای خدماتی و پشتیبانی موزه .

ساختمان موزه از دو بخش کلی ، مجموعه ای از فضاهای بسته و حیاط میانی ، تشکیل شده است . فضای بسته ی موزه حلقوی است . این حلقه ، واجد هفت فضای اصلی است . حلقه ی نخست ، سراسری اصلی ساختمان را تشکیل می دهد که « گالری شماره ی یک » خوانده می شود . حرکت بازدید کننده از این گالری در تراز ورودی آغاز می شود ؛ با طی مسیر در گالری های بعدی ، فرد به تدریج درداخل زمین فرو می رود و در نهایت به سطح زیرین گالری شماره ی یک باز می گردد . طرح گالری ها نسبتاً شبیه هم است . در این میانه ، طرح گالری های یک و پنج که محور اصلی ساختمان موزه را می سازند با گالری های دیگر تفاوت دارد . راهروها در هماهنگی کامل با گالری ها طراحی شده اند .

در سازماندهی فضاهای بسته ی موزه ، سرسرای اصلی ( یا همان « گالری شماره ی یک » ) نقطه ی آغاز و همین طور پایان حرکت بازدید کننده است . سرسرای اصلی ، قاعده ای از هشت ضلعی نیمه منظم ، و تاقی بلند دارد ؛ نورگیر سقفی بزرگ آن در بالای حفره و شیبراهه ی میانی نشانه ی اهمیتی است که طراح برای فضای میانی و به تبع آن برای کل سرسرا قائل بوده است . از طرفی سرسرا ، گره ارتباطی مهمی نیز به حساب می آید ، چرا که علاوه بر پیوند با ورودی و زنجیره ی گالری های دیگر ، ارتباط با طبقه ی زیرین آن نیز نکته ی قابل توجهی است . این ارتباط قوی توسط فضای تهی میانی ( وُید ) و یک شیبراهه ی پر اهمیت صورت پذیرفته است . در مرکز موزه ، در پایین ترین نقطه که شیبراهه به آن منتهی می شود ، فضایی به شکل هشتی های معماری ایرانی طراحی شده است که در وسط آن حوضی شبیه به حوضخانه های ایرانی قرار می گیرد . این حوض توسط هنرمند ژاپنی نوریوکی هاراگوچی در ایران ساخته شده است .

حیاط میانی موزه ، شکلی نامنظم دارد . کشیدگی آن در امتداد شمال جنوب ، یعنی عمود بر محور ورودی موزه است . شکل حیاط حاصل پس و پیش نشستگی های حجم گالری ها است . این حیاط از طریق دو در شیشه ای با گالری های شماره ی یک و پنج ارتباط می یابد . حیاط هماهنگ با فضاهای تدریجاً پایین نشسته ی گالری ها واجد سطوحی در ترازهای مختلف است و به این ترتیب دارای سکوهای مختلف و پله هایی است که این سکوها را به هم پیون می دهد . حوضی چهار گوش نیز در وسط آن در میان پله ها تعبیه شده است که بر محور اصلی حیاط قرار دارد .

          

 

دیواره های ساختمانی موزه ، بسته و کم روزنه هستند و به این سبب احجامی توپر و سنگین و قلعه مانندی را می سازند که نفوذ ناپذیر و محکم ، و رمزآلود و درون گرا جلوه می کنند . ساختمان با ترکیب نورگیرها و همین طور حجم های پرتنوع و گونه گونش مخاطب را متوجه سیمای خود می سازد و به تماشا وا می دارد . شکل نورگیرها یادآور بادگیرها در شهرهای سنتی کویری است فرو رفتن تدریجی ساختمان در دل زمین امری که در شهرهای گرم و خشک کویری رخ می دهد و به تبع آن ، بالا و پایین رفتن احجام بیرونی و نورگیرهای متعدد ، سیمای بیرونی ساختمان را به مجموعه ای از بناها در شهرهای سنتی ، یا به عبارتی به یک بافت سنتی شبیه می سازد بافتی که البته از نظم و انضباط برخوردار است . مصالح دیوارهای ساختمان در منظر بیرونی را سنگ های بادبر نارنجی تشکیل می دهد . اختتام پایه ی بنا با بتن کرم رنگی است که بر بدنه ی نورگیرها هم ادامه می یابد . بخش مدور نورگیرها با ورق مسی پوشیده شده و رنگ تیره برای شیشه های آن انتخاب شده است . انتخاب سنگ بادبر برای نما ، بنا را سنگین و سنتی نشان می دهد و صفحه ای تاریخی به ساختمان می بخشد . قاب بندی دیوارهای سنگی با بتن ، این مصالح را لطیف تر از حالت معمول نشان می دهد . از طرفی انتخاب رنگ متمایل به کرم برای بتن و ترکیب آن با سنگ های لاشه باعث گردیده که ساختمان رنگ و بوی معماری کاهگلی کویری ایران را به ذهن متبادر سازد.1

1-      معماری معاصر ایران ( در تکاپوی سنت و مدرنیته ) ، امیربانی ، مسعود . انتشارات هنر،1388ص207

موزه ی ایران باستان

                  

             

آندره گدار ( 1956 1881 میلادی / 1344 1260 خورشیدی ) یکی از مهم ترین و در عین حال با نفوذ ترین معماران خارجی بود که در ایران حضوری به مراتب فعال تر از بقیه ی معماران خارجی داشت.اودرسال 1306خورشیدی به ایران امد ودرسال1308خورشدی به ریاست اداره ی عتیقات ایران انتخاب شد. . علت انتخاب وی ، سابقه ی درخشان تحصیلات گدار در دانشکده ی هنرهای زیبای پاریس در رشته ی معماری با گرایش باستان شناسی خاورمیانه و ایران بود ، و از سال 1910 میلادی به عنوان باستان شناس در بغداد و بعداً مصر و افغانستان به کار مشغول بود. حضور بیش از سه دهه در ایران و در اختیار داشتن امکاناتی که برای هر کس در آن مقطع زمانی وجود نداشت ، و از طرفی مدیریت ادراه ی عتیقات کشور و بنیان گذاری و ریاست دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران ، او را به صورت یکی از صاحب نظران هنر و معماری ایران در آورده بود . از مهم ترین کارهای اجرا شده ی او می توان به موزه ی ایران باستان ، کلاه فرنگی حافظیه در شیراز و مدرسه ی ایرانشهر در یزد اشاره نمود .

ایده ی طراحی موزه ی ایران باستان ؛ در زمان وزارت علی اصغر حکمت شکل گرفت . طراحی موزه به آندره گدار واگذار شد و او به سال 1313 خورشیدی نقشه های ساختمان را تهیه کرد . ساختمان موزه در سال 1316 خورشیدی به اتمام رسید وریزه کاری های داخلی و نصب ویترین ها و چیدن اشیاء و تهیه ی زیرنویس برای آنها و سایر موارد فنی نیز دو سال طول کشید و موزه رسماً در سال 1318 خورشیدی افتتاح شد.ساختمان اصلی موزه ی ایران باستان در فضایی به وسعت 11000 مترمربع با معماران محلی به نامهای حاج عباسعلی معمار و استاد مراد تبریزی در دو قسمت مجزا ساخته شده است : قسمت نمایشگاهی که ساختمانی سه طبقه است و در بخش جنوبی قرار دارد و ساختمان اداری که بنایی چهار طبقه و بدون زیرزمین است و در قسمت شمالی محوطه قرار دارد . به جز ایوان ورودی که رفیع و عمیق است و یک چهارم طول ساختمان را به صورت فضایی نیمه باز مجزا اختصاص داده ، بقیه ی ساختمان در دو طبقه روی زمین و یک و نیم طبقه در زیر زمین طراحی شده است . بخش اداری موزه ،ساختمانی چهار طبقه است که دور حیاط مربع شکلی در سه قسمت شرق ، غرب و جنوب چیده شده است . سمت شمال حیاط فاقد ساختمان است و این حیاط به حیاط اصلی شمالی بنا که محوطه ی انبارها و پارکینگ به حساب می آید ، متصل می شود . بنابراین ساختمان اداری فرم نعل اسبی دارد که سمت باز آن در طرف شمال قرارگرفته است .

                 

طرح موزه ی ایران باستان بسیار ساده و موجز است و در نگاه اول می توان مکعب مستطیلی را دید ، که تنها فضای جالب آن ، نمای اصلی این مکعب مستطیل است که با اقتباس از تاق کسری در مدائن ساخته شده است . به جز ایوان ورودی که تمامی ارتفاع ساختمان را در یک طبقه در برمی گیرد ، سایر سطوح جانبی این مکعب مستطیل پوشیده از پنجره های متعدد است که در داخل سطوح آجری استقرار یافته اند . تنها عنصر شاخص موزه ی ایران باستان ، ایوان ورودی آن است ، به عبارتی این ساختمان چیزی نیست الا طراحی یک سردر . هم سو با موزه ی ایران باستان می توان حس باستان گرایی را در طراحی حافظیه ی شیراز مشاهده کرد . گدار در سال 1316 خورشیدی ( سال اتمام بنا ) یادمان بنای حافظ را با الگوبرداری از عناصر معماری اسلامی ایرانی ، به صورت کلاه فرنگی در وسط باغی سرسبز اجرا نمود .1

1-      معماری معاصر ایران ( در تکاپوی سنت و مدرنیته ) ، امیربانی ، مسعود . انتشارات هنر،  1388ص194.

 مدرسه ایرانشهر

 

مدرسه ی ایرانشهر یکی از ماندگارترین کارهای آندره گدار است که به سال 1313 خورشیدی در یزد به مساحت 4200 مترمربع و در سایتی به مساحت 15000 مترمربع طراحی و ساخته شده است . مدرسه ی ایرانشهر ساختمانی یک طبقه با نمایی از آجر زرد رنگ است که به شکل نیم حلقه در میان بستر طرح قرار گرفته است . کلاس های درس ، اتاق های اداری و کتابخانه ای این بنا در تراز همکف پشت رواق های حیاط اصلی قرار رگفته ، و زیرزمین نیز به آزمایشگاه های مدرسه اختصاص یافته است . کلاس های درس و فضاهای کمک آموزشی همچون کتابخانه و آزمایشگاه ، و حیاط وسیع مدرسه ، آن را به نمونه ای از مدارس جدید و هماهنگ با تحولات نظام آموزشی کشور در دهه های ابتدایی این قرن تبدیل می کند . در طول زمان تغییراتی همچون اضافه شدن ورودی های شمالی و جنوبی ، ساخت بنایی در شمال بستر طرح ، و الحاق پلکان و حیاط فرونشسته ای در جنوب غربی ساختمان برای دسترسی به زیرزمین حادث شده ، که این تغییرات باعث گردیده است ، نحوه ی سامان یابی طرح در سایت و سیرکولاسیون آن ، تا حدودی ناهماهنگ جلوه کند .

فضاهای بسته در مدرسه ی ایرانشهر به شکل یک نیم حلقه در سمت جنوب زمین و در میان فضای باز جای گرفته اند . به این ترتیب حیاطی بزرگ در سمت شمال و فضاهای باز کوچکتری در شرق ، غرب و جنوب ساختمان به وجود آمده است . مدرسه بنایی یک طبقه است که زیرزمین بزرگی نیز دارد . بخش جنوبی آن مستطیلی کشیده در امتداد شرق به غرب است ، که سالن اجتماعات وکلاس های درس را در خود جای می دهد و بدنه ی اصلی ساختمان را می سازد . دو بازوی شرقی وغربی که به انتهای این بدنه ی اصلی متصل شده اندفضاهای اداری،سالن کوچک وکتابخانه را در خود جای میدهند.در بدنه ی اصلی دو راهروی طولی به شکل رواق در شمال و جنوب قرار گرفته که کلاس های درس رااحاطه کرده اند . این راهروها و ردیف کلاس های میان آنها توسط بخش میانی قطع شده است ؛ بخشی که حجمی بلندتر از طرفین خود دارد و اندکی نیز عریض تر است . دراینجا ، تالار اجتماعات در طرف شمال ( رو به حیاط اصلی ) و رواق ورودی در سمت جنوب واقع شده است .

همان گونه که ذکر گردید ، بنای مدرسه به شکل یک نیم حلقه طراحی شده است . طرح نما حاصل ترکیب بخش های پر و سنگین فضاهای بسته با بخش های نیمه خالی و مجوف رواق ها است . تراش سطوح نما توسط رواق ها ، اختلاف ارتفاع و پس و پیش نشستگی احجام نسبت به هم ، و بام های مدور خفته و دودکش ها و پشت بندهایی که در سیمای بیرونی این بنا دیده می شود آن را متنوع و گونه گون جلوه می دهد ؛ و به این خاطر ، منظر بیرونی ساختمان به دل می نشیند . بدنه ی اصلی ساختمان ، نمایی طولانی و متقارن دارد . حجم بزرگ و توپر و متفاوت تالار اجتماعات در میانه ی نما نشسته و محور تقارن آن را ساخته است . تقارن و تکراری که در این نما وجود دارد و شخصیت و اصالتی به آن می بخشد . عامل اتصال بدنه ی اصلی با بازوهای دو طرف ، رواقی دو سویه است که بسیار شفاف تر از همه ی عناصر دیگر نما می نماید . این رواق به بخش انتهایی نما منتهی می شود ؛ بخشی که خود ، حجمی تقریباً بسته و متقارن است . طرح نمای آن عبارت است از سطوح بسته با روزنه های کوچک ، که دهانه های مکرر رواقی کوتاه را در میان می گیرند . به این ترتیب ، ساختمان مدرسه به شکل مجموعه ای از ساختمان های مستقل به نظر می آید که توسط رواق هایی ظریف و شفاف به هم متصل می شوند .

در همنشینی ساختمان مدرسه با حیاط ها به چند نکته می توان اشاره کرد . اول آنکه ، حیاط اصلی مجموعه ، سطح قابل توجهی از بستر طرح را به خود اختصاص می دهد و با آنکه با قرار دادن رواق ها در پیرامون این حیاط بزرگ ظاهراً چشم هایی نیز به سوی آن گشوده می شود ، اما فقدان طرحی برای حیاط سازی و خالی رها شدن آن نشان از کم اعتباری حیاط دارد . دوم آنکه ، فضاهای اصلی مثل کلاس های درس بدنه ی اصلی و اتاق های بازوهای شرقی و غربی- که می توانستند متوجه حیاط اصلی باشند و اعتباری برای آن کسب کنند رو به سوی حیاط های کوچک و باریک پیرامونی دارند . ممکن است این تصمیم طراح را ناشی از نیاز به محیط دنج و خلوت برای فضاهایی دانست که محل درس و بحث دانش آموزانند ، و به این ترتیب حیاط اصلی را متعلق به عرصه ی عمومی ، و حیاط های فرعی را جزو عرصه های خصوصی تر مدرسه به شمار آورد ؛ اما در این وضعیت هم طراح می توانست با توجه بیشتر به طرح هر که از حیاط ها ، و رعایت تناسبات دلپذیرتر ، آنها را معنادارتر کند و از صورت پس مانده های ساختمان سازی در بستر طرح خارج سازد . توجه کنیم که منظره ی حیاط های کوچک فرعی ، چه از سوی ساختمان و چه از لابه لای دهنه های رواق های اتصال دهنده ، جذاب می نماید؛اما خود این حیاط ها تناسبات و طرح دل انگیزی ندارند .سوم آنکه ، عامل دیگری که می توانست برای حیاط ها اعتباری به همراه بیاورد معبر قرار گرفتن آنها بود . اما موقعیت ورودی های مجموعه به گونه ای است که مستقیماً به فضاهای بسته راه پیدا می کنند ، و به این ترتیب حیاط ها به فضاهای بازی تبدیل می شوند که تنها برای تأمین نور و هوا شکل گرفته اند و احیاناً منظری نیز برای اتقا های پیرامون خود فراهم می آورند . از آنچه آمد می توان نتیجه گرفت ، با آنکه ساختمان در دل بستر طرح نشسته است گفتگویی با فضای باز پیرامون خود ندارد . به عبارتی فرم ساختمان و نحوه ی استقرار آن حاکی از انتظامی درون گرا است ، حال آنکه در مراتب بعدی طراحی این ویژگی رنگ می بازد و طرح به سمت ساختمانی درون گرا که به اطراف خود می نگرد،هدایت می شود.1

 1-   معماری معاصر ایران ( در تکاپوی سنت و مدرنیته ) ، امیربانی ، مسعود . انتشارات هنر، 1388.ص197

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                           

مجموعه ی ساختمان های کاخ سعدآباد

مجموعه کاخ های سعدآباد در دامنه ی البرز ، بین میدان تجریش و دربند ، در ضلع جنوبی میدان دربند ساخته شده است . و از شرق به خیابان دربند ، از غرب به سعدآباد و زعفرانیه و از جنوب به نظامیه منتهی می شود. مساحت فعلی سعدآباد در حدود 400 هکتار است .

در باغ سعدآباد ، در مجموع ، 21 کاخ ساخته شده است.از این میان پنج کاخ بزرگ و بقیه به نسبت کوچک تر هستند.از قدیمی ترین آنها که در زمان قاجار ساخته شده است  می توان به کاخ های احمدشاهی(مرکز بسیج خواهران الزهرا)کاخ کرباسی(موزه ی مینیاتور استاد حسین بهزاد)،کاخ فرحناز پهلوی(موزه ی خط و کتابت میرعماد ) و کاخ بیرونی(موزه ی استاد فرشچیان) اشاره نمود.از مهم ترین کاخ های ساخته شده در زمان حکمرانی دودمان پهلوی می توان به کاخ های شهوند(موزه ی سبز)، کاخ سفید(موزه ی ملت)،کاخ شمس(موزه ی پژوهشی مردم شناسی)،کاخ شهناز پهلوی(موزه ی تاریخ طبیعی، به طراحی وارطان هوانسیان )،کاخ ملکه مادر(موزه ی رجعت و عبرت ، به طراحی عبدالعزیز فرمانفرمائیان)،کاخ شهرام(موزه ی نظامی)،کاخ ولیعهد(موزه ی دفینه)و کاخ غلامرضا پهلوی(ساختمان اداری مجموعه)اشاره کرد.

کاخ احمدشاهی

          

از جمله قدیمی ترین بناهای موجود در مجموعه کاخ های سعدآباد است . این کاخ را سعدالدوله در زمان صدارت خویش ساخت و به محمد علی شاه قاجار هدیه کرد . این عمارت ، اواخر دوره قاجارر جهت خوابگاه ییلاقی احمدشاه در میان باغ نیاوران با مساحتی بالغ بر 800 متر در دوطبقه با سقف شیروانی بنا شد . از ویژگی های عمده این بنا تزئینات و نمای آجری به کار رفته در سرتا سر بیرونی آن است. آجرها از نوع منقوش قالبی با طرح های متنوع به رنگ نخودی است. ورودی بنا در ظلع جنوبی قرار دارد که به وسیله چندین پله از کنار حوض بیضی شکل پوشیده از کاشی، به کوشک منتهی می شود. عمارت احمدشاه در دوره پهلوی دوم مرمت و الحاقات جدیدی در آن صورت گرفت و مبلمان داخلی آن به طور کامل عوض شد تا به عنوان محل کار و سکونت رضا پهلوی مورد استفاده قرار گیرد. طبقه همکف این عمارت شامل یک هال با حوضی از جنس مرمر در وسط می باشد و 6 اتاق و 2 راهرو در اطراف آن قرار داره. اشیا تزیینی از جنس نقره، برنز، عاج، چوب در معرض دید قرار دارد.

    

کاخ سفید

کاخ سفید،بزرگترین کاخ                                                                        

مجموعه ، مخصوص پذیرایی از میهمانان خارجی است . رضاشاه کاخ سفید را برای ایام تابستان ، به منظور پذیرایی از میهمانان رسمی خود در نظر گرفته بود . این کاخ به طراحی خورسند و محاسبات فنی توسط لئون طاطاووسیان ، پپسیان و بوریس روسی ، در بین سال های 1310 و 1315 خورشیدی طراحی و ساخته شده است . از طرفی در ساختن این کاخ نظر محمد رضا پهلوی نیز بسیار مؤثر بود . به طوری که یکی از ستون ها به دستور او سه بار خراب شد تا عاقبت با طرح او هماهنگی پیدا کرد . این کاخ در دو طبقه ساخته شده است . طبقه ی اول شامل سرسرایی در وسط و اتاق های متعدد و یک سالن بزرگ است و طبقه ی دوم نیز مانند طبقه ی اول طراحی شده است . نمای خارجی آن به سبک کاخ های سلطنتی آلمانی و داخل آن تلفیقی از معماری روسی و بیزانسی و ایرانی است . دیوارهای اتاق ها و سربخاری ها از سنگ هایی با نقش های طبیعی است که در برش و صیقلی کردن آنها دقت فراوانی به کار رفته است . سنگ های بنای کاخ را از یزد ، تفرش و خراسان و سنگ سفید نمای خارج آن را از ولی آباد آورده اند .    

کاخ سفید دارای بخشهای زیر است:

زیرزمین: موزه مجموعه هنری فرح, سالن سینما,آبدارخانه,انبار ظروف,انبار لباس و رختکن لباسشویی و تاسیسات.

طبقه همکف: سرسرای بزرگ ورودی ,اتاق محافظین,رختکن مراجعه کنندگان,تالار پذیرایی ,تالار غذاخوری کوچک یا تالار جلسات,دفتر کار شاه معدوم,دستشویی خصوصی وی,ورودی سینما و موزه هنری دفتر کار رئیس تشریفات,دفتر کار وزیر دربار,اتاق انتظار,اتاق بیلیارد و آرایشگاه اختصاصی.

طبقه اول: سرسرای بزرگ اصلی,سفره خانه یا تالار غذاخوری تشریفاتی,تالار تشریفات یا پذیرائی رسمی ویژه سفرا,دفتر کار فرح,تالار موسیقی وپذیرایی فرح,اتاق نشیمن خانوادگی,دو آپارتمان جداگانه و اختصاصی شاه و فرح در دو سوی سرسرا شامل خوابگاه,حمام و رختکن.

تالارهای بزرگ تشریفاتی کاخ به شیوه کاخ های اروپا در دو سده گذشته به ویژه سبک اشرافی فرانسه تزئین شده و از این روی بسیاری از آثار با ارزش هنری این کاخ از عتیقه فروشی ها و حراج های هنری فرانسه خریداری شده است.همچنین هدایای مقامات خارجی و ایرانی به دربار پهلوی بخش دیگری از این مجموعه می باشد.

کاخ موزه ملت

در میان موزه های عمده ای که در شناخت تاریخ ایران نقش دارند ، کاخ موزه ها هستند که علاوه بر نقش سیاسی و اجتماعی ،در جهت آشناسازی اقشار مختلف مردم با نحوه زندگی درباریان و سلاطین گذشته نیز سهم مهمی دارند.این مکانها به خاطر دارا بودن آثار ارزشمند هنری ،فرهنگی و تاریخی می توانند به نحو موثری گذشته را بنمایانند.در اینجا کاخ موزه ملت که در قدیم کاخ سفید سعد آباد نامیده می شد معرفی می گردد.

مجموعه کاخهای موجود درسعد آباد در منطقه ای نزدیک به 180 هکتار جنگل احداث شده است که یکی از مهم ترین آنها کاخ موزه ملت است .این کاخ به دلیل سفید بودن به کاخ ابیض معروف بود اقامتگاه اختصاصی شاه سابق و خانواده اش در تابستان به حساب می آمد .ساختمان کاخ در 1310 شروع شد و در سال 1318 پایان یافت و بهره برداری از آن آغاز گردید .این کاخ در دوطبقه یا زیربنای 5000 متر مربع ساخته شده است.

در طبقات مختلف کاخ 54 واحد مختلف از جمله تالار بزرگ بزرگ تشریفاتی وجود دارد که  محل پذیرایی و دیدارهای رسمی بوده اند.در بنای کاخ گروه بیشماری از هنرمندان و صنعتگران شرکت داشته اند.نمای بیرونی کاخ آمیزه ای است از سبک معماری کاخهای آلمانی و معماری داخلی آن به صورت چهارستونی و مرکب از طرحهای بیزانسی و ایرانی است .تالارهای بزرگ سبک فرانسوی کاخ ،اشیاء ارزشمند فراوان خارجی و داخلی را در خود جای داده است که امروزه چشم بازدیدگنندگان را نوازش می دهد.

لازم به توضیح است  که به منظور شناسایی چهره شاه و همسرش  برای بازدیدکنندگان داخلی و خارجی و به عنوان یک سند تاریخی دو نیم تنه برنزی از آنها در تالار قرار داده شده است که در سال 1976 ساخت آن به پایان رسیده است .دیدار از این کاخ در واقع دیدار با آثار قدیمی و زیبای ایران و سایر کشورهاست که به شکلی به کاخ هدیه و یا آورده شده است. 

                       

عمارت اداره پست و گمرک (موزه پست و مخابرات)

     

بنای اداره پست از ابنیه عظیم دوره پهلوی اول و بناهای مهم منطقه باغ ملی به‌شمار می‌آید. این بنا در خیابان امام خمینی (ره) جنب سردر باغ ملی واقع شده است. در زمان ساخت از سه طبقه و سه بخش گمرکات امانات پستی در (بال غربی)، پست ایالتی (بال شرقی) و سالن گیشه (بخش مرکزی، با ابعاد 25×40 متر) تشکیل می‌شده است، بخش گمرکات امانات پستی از تاریخ 10/11/1369 پس از احیاء و بازسازی ساختمان به موزه پست و مخابرات تبدیل گشته و دو بخش دیگر هم در آینده به موزه خواهند پیوست. بنا در جنوب منطقه تاریخی میدان مشق و مجاورت سردر با شکوه باغ ملی موقعیت تاریخی خاصی یافته است. عمارت فوق در تیرماه 1307 کلنگ زنی شده و در سال 1313 رسماٌ افتتاح گردیده است. طراح بنا نیکلای مارکف اهل گرجستان و مهندس اگال از ارامنه ایران و معمار سازنده مهندس مظلومیان از معماران بلدیه (شهرداری) تهران می‌باشد. بنا در زمینی به ابعاد 50×167 متر یعنی 8350 متر مربع زمین ساخته شده است و حدود 18 هزار مترمربع بنا دارد. ابعاد موزه فعلی که یک‌سوم کل بناست 42×53 و حدود 6000 مترمربع وسعت دارد. سبک معماری بنا سبک ملی رضاخانی است که سبک التقاطی می‌باشد. استفاده از سبک هخامنشی (ستون نماها با سر ستون دو کله گاوی) و سبک اسلامی صفوی (طاق نماها با قوس‌های شاه عباسی) به شیوه نو با درنظرگرفتن اسلوب کاروانسراهای چهار ایوانی و نیاز روز از مشخصه‌های التقاطی بودن سبک بنا می‌باشد. بنا آجری است اما از سنگ در ستون و سر ستون نماها، پایه و پلکان، از اره بنا و کمربندهای تزئینی دور بنا استفاده شده است.

            

در مورد سبک معماری بنا باید گفت: سبک بنا به مانند اکثر بناهای منطقه باغ ملی یا میدان مشق سابق سبک ملی رضاخانی است، سبکی که تلفیق و ترکیب عناصر معماری دوره‌های خاص تاریخی ایران و جهان را در بر می‌گیرد. ترکیب عناصر معماری ادوار مختلف تاریخی با درنظر گرفتن عملکرد امروزی از مشخصه‌های بارز آن است. توجه به سنت‌ها و عناصر معماری ادوار باستان (دوره‌های هخامنشی، ساسانی و ...) و دوره‌های بعد از اسلام (صفویه و قاجاریه و ...) با متدها و کلیشه‌های امروزی سبک ملی را می‌نمایاند.البته استحکام بنا، عظمت و استواری از صفت‌های این سبک به‌شمار می‌آید.

اداره پست تهران در ابتدای کار در سرای امیر از بناهای دوره امیرکبیر واقع در بازار تهران (کفاشان) شروع به‌کار نمود. بعدها در دوره مستشاران بلژیکی به خدمت پست ایران به ساختمان نامناسبی در ضلع شمالی میدان توپخانه، ابتدای خیابان لاله‌زار انتقال یافت. بنای فوق به‌هیچ وجه با احتیاجات پست هم‌خوانی نداشت. اتاق‌ها تاریک و کوچک و نامناسب بودند. به همین دلایل و نیز شروع دوران سازندگی و احداث ابنیه دولتی در زمان پهلوی اول به‌خصوص توجه خاصی که به پست و تلگراف می‌شد به میرزا قاسمخان صوراسرافیل وزیر پست و تلگراف دستور داده شد تا عمارتی درخور و کارا جهت پست احداث نماید. عمارتی که چند سال آینده را جوابگو باشد. در سال 1307 ه.ش آگهی مناقصه طراحی و ساخت بنای پست در روزنامه اطلاعات چاپ گردید و به‌دنبال آن طرح و نقشه مهندس مارکف به تأیید و تصویب رسید و از تیرماه همان سال عملیات اجرایی بنا شروع گردید و بعد از شش سال با هزینه‌ای حدود پنج میلیون ریال در سال 1313 رسماً توسط رئیس‌الوزراء آقای فروغی و آقای حکمت وزیر پست و تلگراف و تلفن و سایر مسئولین و مقامات کشوری افتتاح گردیده و روز افتتاح کارت پستالی با تصویر ساختمان اداره پست که در زیر آن عبارت “یادگار گشایش تالار بزرگ پست تهران“ را داشت، چاپ و بین مدعوین توزیع گردید. با توجه به اینکه موزه پست و مخابرات از تاریخ 10/11/69 در بال غربی بنا افتتاح شده و تمبری هم به رسم یادبود چاپ گردید باید توجه داشت اولین موزه پست ایران در سال 1311 ه.ش در زمان وزارت آقای بهرامی در ساختمان وزارتخانه پست و تلگراف واقع در ضلع جنوبی میدان توپخانه تأسیس گردیده (بنای فوق در سال 1349 تخریب و ساختمان مخابرات فعلی جایگزین آن می‌شود) موزه فوق با نام موزه پست و تلگراف بخشی از اداره پست مرکزی بوده و اولین ریاست آن را آقای عبادی- رئیس دایره مخزن وزارت پست و تلگراف عهده‌دار بوده است.
بنای اداره پست یا موزه پست و مخابرات با مشخصّه‌های واقع شدن در جنوب میدان مشق، مجاورت با سردر باغ ملی، همجواری با ابنیه تاریخی و هم سبک و هم دوره در یک مجموعه، عظیم‌ترین بنای منطقه و سبک ملی و با بیش از سه ربع قرن سابقه و سایر موارد و عناصر زیبایی شناختی، جایگاه خاصّی را به خود اختصاص داده و از جهات مختلف آن را حائز اهمیت ساخته است. بنا در سه طبقه یعنی زیرزمین، طبقة همکف و طبقة اول ساخته شده است.

 البته نمای شمالی بخش مرکزی، چهار طبقه می‌باشد که احتمالاً بعد از بازسازی ناشی از آتش‌سوزی به این ترتیب درآمده است. بال شرقی و بال غربی به‌صورت قرینه می‌باشند و هر یک دارای صحن مرکزی، ایوان در هر چهار طرف و پشت آن اتاق و غرفه‌ها واقع شده‌اند که اقتباس از کاروانسراهای چهار ایوانی است. البته شاه‌نشین طبقة بالا نیز همین معنی را می‌دهد. حیاط مرکزی هر دو بال در حال حاضر مسقف می‌باشد. اما حداقل قبل از سال 1335 ه.ش به‌صورت رو باز بوده، صحن بال غربی حدود 2 متر بالا آمده که در مرحلة بازسازی مجددًا به حالت اولیه برمی‌گردد. بخش مرکزی از لحاظ پلان با دو بخش شرقی و غربی متفاوت می‌باشد و سالن بزرگ و مسقّفی دارد. در این قسمت سه گنبد بسیار زیبا با گچ‌بری بی‌نظیر قرار گرفته و این بخش از بنا، مرکز تقارن بوده و به نوعی ورودی اصلی بنا را در بر می‌گیرد. بنای اداره پست به‌طور کلی یک محوطه 6750 مترمربعی را اشغال نموده و کلاً دارای بیش از 120 اطاق، زیرزمین و سالن در زمان احداث بوده و از آهن، سیمان، آجرهای مخصوص، سنگ، گچ، آهک و چوب در ساخت آن استفاده فراوان شده و فقط جهت استقامت و پایداری بنا از عمق هشت متری زیرزمین سنگ و آهک ریخته شده است.1

1- معماری معاصر ایران ( در تکاپوی سنت و مدرنیته ) ، امیربانی ، مسعود . انتشارات هنر، 1388.ص203

منابع و مآخذ

-         دکتر سید محسن حبیبی ، از شار تا شهر ، انتشارات دانشگاه تهران

-         مهندس وحید وحت زاد ، تاملی بر شهر سازی دوره پهلوی اول ( نمونه موردی یزد ) ، هنرهای زیبا ، شماره 31

-         دکتر مصطفی کیانی ، کودتای نظامی 1299 و معماری نظامی گرایانه

-         شهر و مدرنیته هادی جابری مقدم ، مرتضی انتشارات فرهنگستان هنر 1384

-         معماری پهلوی م.پور مرشد سایت WWW.shabkavir.com

-         رابطه هویت سنت معماری ایران با درنیسم و نوگرایی نقی زاده ، محمد مجله هنرهایب زیبا شماره 75

-         تاملی بر شهرسازی دوره پهلوی وحدت زاد ، وحید مجله هنرهای زیبا شماره 31

-         کودتای نظامی 1299 و معماری نظام گرایانه کیانی ، مصطفی مجله هنرهای زیبا

-         روند شکل گیری معماری در دوره پهلوی اول کیانی ، مصطفی مجموعه مقالات تاریخ معماری و شهرسازی جلد 3

-         معماری معاصر ایران ( در تکاپوی سنت و مدرنیته ) ، امیربانی ، مسعود . انتشارات هنر، 1388

-         سایت های :

WWW.Parsifa.com

WWW.Shahrsaxi-mhud.ir

http://WWW.radiozamaneh.org

http://yousefi.Persianblog.ir

این پروژه متعلق به جمعی از دانشجویان میباشد که به دلیل احترام به انها از نوشتن نام انها خوداری شده

 

نظرات (6)
چهارشنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 08:56 ب.ظ
hi,ashkan jan matalebet kheyli ali bood khoshhal misham age baham dar ertebat bashim az etelaatet estefade konam manam daneshjooye kardanie memari hastam kheyli doost daram ba bachehaye terma va maghate balatar ashna basham az komakashoon estefade konammin id movaghate mane khoshhal misham va3am matlabam befresti
rasti in axe khodete???age toee kheyli khoksheli
امتیاز: 0 0
جمعه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 10:12 ق.ظ
salam,kheili matalebe khoobi darid, be man k kheilikomak kard,merc.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 27 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 12:40 ب.ظ
merc ,aali bud
امتیاز: 0 0
جمعه 3 مرداد‌ماه سال 1393 ساعت 06:57 ب.ظ
این مقاله موضوع پایان نامه من الان در مقطع ارشد است
اگر ممکن و مقدور هست با هم مکاتبه اطلالعات داشته باشیم
امتیاز: 2 0
یکشنبه 6 دی‌ماه سال 1394 ساعت 08:27 ب.ظ
کاش دوستمانً میدونستنً موزه هنرهای معاصر مال سال٥٤ است نه دوره رضاشاه!!
امتیاز: 0 1
دوشنبه 24 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 10:20 ق.ظ
مطالب تنها با غرض ورزی سیاسی نوشته شده و ارزش هنری و علمی ندارد.
امتیاز: 0 1
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر شما
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد